Meest recente aflevering
S01-E03 توضیح کلی درباره انواع مغلطه و اشاره به مغلطه توسل به ترحم
Tijd: 9:20
توضیح کلی درباره انواع مغلطه و اشاره به مغلطه توسل به ترحم
Appeal to pity
قبل از توضیح مغلطه دوم، شاید لازم باشد درباره تعداد مغالطههای موجود و فهرست شده توضیحی داده شود. توافق و اجماع عامی درباره تعداد مغلطهها وجود ندارد. گروهی ۱۶ عدد، ۳۰ مورد، ۱۴۸ مغلطه و تا بیش از ۳۰۰ مغلطه غیررسمی را فهرست کردهاند.
اگر بخواهیم خیلی کلی این تمایل عادتوار انسان به مغلطه را در چند گروه طبقهبندی کنیم، میتوان گفت:
۱- ترتیب نادرست، شروع از موقعیت نامناسب یا کوتاهی در ادامه صحیح مسیر استدلال
۲- بینظمی، امور و مواد استدلال که درست از یکدیگر تفکیک یا طبقهبندی نشدهاند
۳- ناسازگاری، گاهی تناقض مستقیم مطالب استدلال با یکدیگر
۴- ابهام، عمدی یا ناخواسته در معنای مطالب
۵- بیربطی، تزریق اطلاعات نامرتبط و استدلال بیارتباط به موضوع
۶- ناکافی بودن، جا انداختن حقایق، دیدگاهها و نقطه نظرات مهم
ما انسانها اگر چه بالذات موجوداتی منطقی و معقول هستیم، لااقل در بیشتر مواقع، اما ذاتاً موجودات استدلالگری نیستیم. تفکر دقیق و روشن به دقت و نظام خاصی نیاز دارد. استدلال، مهارت است و مانند هر مهارتی به فراگیری، تمرین و هوشیاری نیاز دارد. هوشیاری برای پرهیز از افتادن در تلهها و دامهایی که در انتظار ذهنهای تربیتنشده و بیمهارت هستند.
همانند هر دانش و مهارتی، نیازی نیست تا تمام این بیش از ۳۰۰ و چند مغلطه را فرا گرفت تا بتوان از آن استفاده کرد و باید پس از هر نمونه، ذهن را تقویت کرد تا بتواند بسیاری از موارد غیررسمی مغلطه که حقیقتاً پایان و انتهایی ندارد را شناسایی کند و از آن پرهیز کند.
همانطور که درباره مغلطه اول، fallacy of division یا مغلطه تفکیک دیدیم، مغلطه هیچگاه در شکل و حالت واضح و روشن به ما عرضه نمیشود تا سریعاً آن را شناسایی کنیم و گاهی بحثهای عمیقی درباره آمار و احتمالات یا دانشهای دیگر در آن پنهان است. به نظر من، بعضی از مغلطهها، تلاشهای نافرجام ذهن ما برای غلبه به موضوعات احتمالاتی است. مثلاً در مغلطه تفکیک، اگر چه دانستیم که اینکه کشور یا منطقهای ثروتمند است یا مردمان آن ویژگی خاصی دارند مثلاً خسیس هستند یا سرد رفتار هستند، به معنای ثروتمند بودن، خسیس یا سرد بودن تمام افراد آن منطقه یا کشور نیست اما اگر به آن منطقه برویم انتظار ذهنی خواهیم داشت که با افراد ثروتمند، خسیس یا سرد رفتار روبرو خواهیم شد. اما چرا؟
چشم انسان دچار توهم بصری یا optical illusion میشود. اگر ۳ پارهخط هم اندازه داشته باشیم که در ۲ تای آنها پیکانهایی در انتهای آنها به بیرون یا داخل پارهخط رسم شده باشند، ناخودآگاه آنها را هم اندازه ندیده و یکی را کوچکتر از دیگری خواهیم دید. اما وقتی با خطکش اندازهگیری کنیم متوجه میشویم که هر ۳ هم اندازه هستند. اما دانستن این موضوع باعث نمیشود که توهم بصری را نبینیم. میبینیم اما آگاهیم که هم اندازه نبودن آنها توهم بصری و خطای گریزناپذیر چشم است و نه واقعیت.
در مورد مغلطه تفکیک و مثالی که در بالا زده شد هم موضوع به همین صورت است. آگاهی از مغالطهها به از بین رفتن زمینه ذهنی آنها ختم نخواهد شد، اما باعث میشود آگاهانه با آنها برخورد کنیم و از چاله و تله پیشروی خود آگاه باشیم.
موارد مشابه توهم بصری در عالم تفکر و استدلال را شاید بتوان اینگونه فهرست کرد
۱- تمایل به یافتن دلیل و توجیه برای آنچه از قبل، اعتقاد و باور داریم
۲- تمایل به تاباندن یا اعمال ذهنیت و پیشفرضهای خود به شرایط
۳- تمایل به نتیجهگیری کلی از موارد خاص و استثنا
۴- تمایل به دخالت دادن احساسات شخصی در موضوع
۵- شنونده خوب نبودن و شنیدن انتخابی و موردی آنچه دوست داریم بشنویم یا نشنیدن آنچه پسند ما نیست
۶- تعجیل در استدلال و درست تفکیک نکردن سهم شانس و اتفاق در رویدادها
۷- ضعف در تفکیک امور بیربط
۸- پرت شدن راحت تمرکز و حواس
۹- بیمیلی به بررسی کامل و جامع یا سادهسازی بیش از حد، بر خلاف مورد ۳ یعنی نتیجه کلی از مواد خاص و استثناء
۱۰- قضاوت ظاهری و سطحی و بررسی نکردن دقیق و جامع مدارک و اسناد
۱۲- تمایل به تایید شدن از سوی جمع و حس تعلق، یافتن مقصر و ...
و ...
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
GUID: 632442de6042d80013279864
Releasedatum: 16-9-2022 11:36:05